بیش از چهار دهه از زمان شکل گیری استان هرمزگان می گذرد اما به رغم این مدت طولانی این استان در بسیاری از موارد نتوانسته کارکردهای یک استان را به خوبی انجام دهد علت این امر در چه بوده است؟ آیا این استان با همین وسعت و گستره مکانی -فضایی هنوز هم باید ادامه حیات دهد، آیا باید گسترش یابد ؟یا بالعکس بهتر نیست محدود شود؟ همه این سوالات بارها به ذهن ما هرمزگانی ها رسیده اما درغالب اوقات جوابی برای آن نداشته ایم در زیر این موضوعات رااجمالأ بررسی خواهیم کرد
معمولأ غرض از تقسیمات کشوری و سازماندهی سیاسی فضا دنبال کردن دو هدف است :اول ارائه بهینه خدمات به شهروندان و دوم اداره و کنترل قلمرو جغرافی. به این خاطر معمولا براساس پارامترهای مختلفی از جمله پارامترهای فرهنگی،اجتماعی،سیاسی ،اداری، امنیتی و ... نواحی درون مرزهای ملی یک کشور به واحدهای کوچکتر تقسیم می شوند در بسیاری موارد این مناطق همان نواحی فرهنگی هستند که از اشغال يك ناحيه توسط افرادي كه داراي مشتركات فرهنگي هستند حاصل مي شود اما در بسياري از موارد این نواحی از نوع كاركردي است بطوريكه به منظور كاركردهاي خاصي سازمان يافته اند و ممكن است به لحاظ ساختار فرهنگي متجانس نباشد.اگر کمی دقت کنیم با یک بررسی اندک و اجمالی متوجه خواهیم شد که استان هرمزگان به رغم همه تشابهات داخلی یک ناحیه فرهنگی نیست .
تفاوتهاي زيادي ازلحاظ فرهنگي، زباني و قومي بين شهروندان شمال،جنوب، شرق و غرب هرمزگان وجود دارد به طوريكه جمعيت اين استان به لحاظ فرهنگي-زباني و قومي –مذهبي بسار متنوع است اين استان بعد از تهران بهترين جايي است كه مي توان در آن عصاره فرهنگ ملي را ديد زيرا جمعيت هايي از فارس، بلوچ ، بندري ،عرب و حتي ترك كه به سه گروه مذهبي جعفري(شيعه) ، شافعي و حنفي تعلق دارند بوميان اين استان را تشكيل مي دهند (هرچند كه اكثريت و جمعيت اوليه را بندريها تشكيل مي دهند)از طرفي به دليل مهاجر پذير بودن استان اقليتهاي بزرگي از آذريها، كردها و لرها در اين استان ساكنند.
مناطق شرق هرمزگان که از لحاظ نژادی بلوچ وبه لحاظ مذهبی حنفی هستند به دلیل افتراقات قومی-مذهبی نتوانسته اند ارتباط موثري با ساير بخشهاي هرمزگان برقرار كنند و اين امر تا حدودي سبب انزواي ،توسعه نيافتگي و عقب ماندگي آنها شده است از سوی دیگر مناطق غرب استان نظیربندر لنگه بندرخمیر و بستک نیز شافعی مذهبند ودارای خرده فرهنگ خاص خود،شمال استان نیز توسط اقلیت برزگی از فارس و ترک زبانان مهاجر از استانهای کرمان و فارس مسکون شده است .بندر عباس مرکز استان نیز دارای گروههای قومی- مذهبی متفاوتی است.پس همانطورکه دیدم هرمزگان یک ناحیه فرهنگی که دارای فرهنگ متجانس باشد نیست استانی دارای قومیتها و مذاهب گوناگون که در برخی موارد دنباله آنها در استانهای مجاور است .روشن است که این تفرق از ابتدای تأسیس این استان هم با درجات کمتر وجود داشته است.بنابراین این استان از بدو تأسیس یک ناحیه کارکردی بوده که هنوز هم پس از گذشت بیش از چهل سال نتوانسته به یک ناحیه فرهنگی تبدیل شود .حال این پرسش مطرح می شود که آیا این ناحیه توانسته کارکردهای خود را به نحو احسن انجام دهد. باز اگر اندکی تأمل کنیم خواهیم دید جواب منفی است.فقر عمومی،تضاد طبقاتی ،نابرابری منطقه ای ،توسعه نیافتگی، حفره های دولت ،عقب ماندگی فرهنگی و...همگی حاکی از آن است که این واحد سیاسی نتوانسته کارکردهای خود را به عنوان یک ناحیه کارکردی انجام دهد.
از سوی دیگر هنوز این سوال مطرح است که آیا ناحیه فرهنگی وجود دارند
که ما بتوانیم آنرا ناحیه فرهنگی هرمزگان بنامیم؟اگر وجود دارد محدوده جغرافیایی آن کجاست؟به رغم اینکه تلاش کارشناسان تقسیمات کشوری همواره براین است تا حد ممکن نواحی فرهنگی را به عنوان یک واحد سیاسی و ناحیه کارکردی مشخص کنند اما اگر نگاهی به خطوط تقسیمات کشوری استانهای مجاور بیندازیم خواهیم دید آنها نیز ناحیه فرهنگی واحدی نیستند چنانکه استان فارس ، کرمان و سیستان و بلوچستان شاهد تفاوتهای بارزی بین نواحی شمال و جنوب خود هستند بخشهای شرقی هرمزگان نظیر جاسک و... در واقع ادامه بلوچستان ایرانند که از لحاط تقسیمات کشوری درون مرزهای هرمزگان واقعند،نواحی جنوب کرمان ادامه ی خرده فرهنگ هرمزگانی(بندری) هستند و همچنین بخشهایی از مناطق روستایی شمال هرمزگان نظیر باغات به لحاظ فرهنگی تشابه بیشتری با استان کرمان دارند و غالب تعملات آنها نیز با این استان است چنانکه بیشتر تعملات مردم شهرهای کهنوج، منوجان ،نودژ و... نیز با هرمزگان صورت می گیرد از طرفی بخشهایی از غرب هرمزگان نیز ارتباط و نزدیکی بیشتری با استان فارس دارند
از سویی عدم تجانس فرهنگی باعث شده مناطقی که فرهنگی غیر از فرهنگ غالب ناحیه دارند مورد بی مهری و کم توجهی قرار گیرند امری که همواره در نقاط مختلف استان شاهد آن بوده ایم از سویی اگر نگاهی به ادامه ناحیه فرهنگی هرمزگان در جنوب استان (ناحیه کارکردی)کرمان بیندازیم خواهیم دید که اختلاف فاحشی از لحاظ سطح توسعه آموزش،امنیت و... باسایر مناطق استان دارد از طرف دیگر بسیاری از مسائل و معضلات شرق ،شمال و شمال شرق هرمزگان ارتباط تنگاتنگی با جنوب کرمان دارد گرچه بسیاری از مشکلات نواحی مرزی استان معلول سو مدیریت، فقر اقلیمی و مسائلی از این نوعند اما اگر نگاهی ژرف به تقسیمات سیاسی داشته باشیم خواهیم دید در بسیاری از موارد خطوط مرزی امکان مانور و بروز قابلیتها و جلوگیری از بسیاری حوادث را از مدیران گرفته است. به نظر میرسد این امر ما را برآن میدارد تا مرزهای استان را از نوترسیم کنیم چه مرزهایش با سایر استانها و چه مرزهای داخلی که از مرزهای شهرستان تا مرز بخشها را شامل می شود امری که اگر امروز صورت نگیرد فردا متواجه خواهیم شد که دیر است.
